محمد اشرف علوى عاملى

40

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

ثابت است بدون اعراض ، و امّا وجود چون [ ب - 10 ] محلّ آن متقوّم بدون وجود نمىشود ، پس تصوّر اشتداد و ضعف در آن نمىرود ، و از اين معلوم شد كه جوهر ايضا قابل اشتداد و ضعف نيست چون محلّى ندارد . ليكن در قول او كه گفته : « پس جايز نيست كه وجود اوّل منتفى شود ، و الّا انتفاء ماهيّت لازم مىآيد » و همچنين به قول او كه گفته كه « لازم مىآيد كه چيزى موجود به دو وجود باشد » منع وارد است كه وجود معنى واحد ، به همهء آن موجود مىتواند بود ، و انتفاء حصّه يا تجدّد حصّهء ديگر موجب انتفاء نيست ، و تأكّد وجود مفسده ندارد در وجود ، و لازم نيست كه شىء به دو وجود موجود باشد . حاصل آن كه نفى اين معانى بدون دليلى مسلّم نيست ، ليكن به خاطر مىرسد كه انتفاء وجود كه مذكور شد ، مشكل مصوّر مىشود ، به جهت آن كه وجود منتفى نمىشود ، و قلب ماهيّت محال است . و ملّا على نيز در شرحش « 1 » گفته اين مضمون را كه وجود / * الف / 8 / محلّش بدون آن تقوّمى ندارد ، مثل سواد كه معروضش كه محلّ آن است بدون سواد تقوّم دارد ، پس در آن شدّت و ضعف جايز نيست . و باز بحث به همين كلام نموده كه ممكن است مثل ماده و صورت باشند كه بدون صورت ، مادّه تقوم ندارد ، و امّا افراد صورت متبدّل مىشوند و تقوّم مادّه به افراد لا على التعين است ، در اينجا نيز چنين باشد .

--> ( 1 ) . شرح التجريد / 14